مطالب عاشقانه وعارفانه

عرفان وعشق

خدا

خدایا عاشقانه دوستت دارم .تنها پناهگاه زندگیمی.

اینم یه سخن از دکتر شریعتی:اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست.او جانشین همه نداشتن هاست.نفرین و آفرین ها
بی ثمر است.اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد تو
تنهای مهربان و جاوید و آسیب ناپذیر من هستی.ای پناهگاه ابدی !
تو میتوانی جانشین همه بی پناهی ها شوی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 2:28  توسط فرزانه جابری  | 

دکتر شریعتی

دوستت دارم ها را، نگه میداری برای روز مبادا
دلم تنگ شده ها را، عاشقتم ها را…
این جمله ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی!
باید آدمش پیدا شود!
باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!
سنت که بالا میرود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده ای و روی هم تلنبار شده اند!
فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بکشیش…
شروع میکنی به خرج کردنشان!
توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی
توی رقص اگر پابه پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده ات انداخت و اگر منظره های قشنگ را نشانت داد
برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی یک با من میمانی؟
بعد میبینی آدمها فاصله میگیرند متهمت میکنند به هیزی… به مخ زدن به اعتماد آدمها!
سو استفاده کردن به پیری و معرکه گیری…
اما بگذار به سن تو برسند!
بگذار صندوقچه شان لبریز شود آنوقت حال امروز تو را میفهمند بدون اینکه تو را به یاد بیاورند
غریب است دوست داشتن.
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتی میدانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...
و نفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛
به بازیش میگیریم هر چه او عاشقتر، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر، ما بی رحم تر.
تقصیر از ما نیست؛
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده اند
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 2:24  توسط فرزانه جابری  | 

دکتر شریعتی

زن صفا می کارد و صمیمیت درو می کند ...
گر چه معمولا جسمش کوچکتر از توست اما دلش بسیار بزرگتراست...
می تواند چند فرزند داشته باشد و قلب آنها را برباید ... تا آنجا که حتی بزرگ پهلوانان عالم بر بازوی خود حک کنند ... سلطان غم مادر... اما تو اگر پدر شوی فقط «کوه رنجی »
برای ازدواجش اجازه ولی شرط است چرا که او گوهری است که نباید بدون واسطه در معرض دید قرار بگیرد و تو به مانند چیزی هستی که همه جا فراوانی ...
پاکی خود را همیشه در قالبی به نام بکارت همراه خود می برد و تو فقط خود می توانی ادعا کنی که پاکی ...
او سرفراز ترین عضو خانواده توست...
او می زاید و بدین سان به یکباره گناهانش همه گی بخشیده شده و گویی تازه متولد شده است و تو باید روزی هزار بار از کرده خود استغفار کنی تا شاید بخشیده شوی...
او درد می کشد و تو نگرانی که چراغ خانه ات ( که او باشد ) زین ناله، خاموش نگردد...
او بی خوابی کشیده و سلطان بهشت می شود و تو باید زود بخوابی که صبح از کارت جا نمانی و به مشغله گریبانگیرت برسی ...
تو در نجواهای پیدا و پنهانت آرزوی بهشت می کنی ... اما بهشت زیر پای اوست...
او روزها آغوش در آغوش فرزندانش کرده و تن میآساید و تو باید از کله سحر تا بوق سگ کار کنی ...
او همیشه سلطان قلبها می ماند و اما تو حتی مالک قلب خود هم نیستی ...
و این فرحیست ماندگار تا آن زمان که وجود در قامت تاریخ بدرخشد...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 2:22  توسط فرزانه جابری  | 

عکسهای عاشقانه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 1:3  توسط فرزانه جابری  | 

عکسهای عاشقانه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 1:2  توسط فرزانه جابری  | 

عکسهای عاشقانه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 1:2  توسط فرزانه جابری  | 

عکسهای عاشقانه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 1:1  توسط فرزانه جابری  | 

عاشقانه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 1:1  توسط فرزانه جابری  | 

غروب تنهایی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1391ساعت 0:56  توسط فرزانه جابری  | 

10اشتباه شب خواستگاری

10اشتباه شب خواستگاری
در این روزهای شاد و سرزنده بهاری خیلی ها تصمیم می گیرند فکری به حال زندگیشان بکنند و برای ازدواج آستینی بالا بزنند.اما از آنجا که هر کاری راه و رسمی دارد،اگر راه و رسمش را ندانید ممکن است دچار اشتباهات غیرقابل جبرانی بشوید.اینها اشتباهات رایجی است که در شب خواستگاری اتفاق می افتد.
۱- لشگرکشی کردن:

لشگرکشی برای خواستگاری میزبان را به سختی می اندازد،هیاهو و آشوب زیادی به پا می کند و امکان صحبت موثر و شناخت بیشتر را از شما می گیرد و باعث چند گانگی در سلیقه و تصمیم گیری شده و داماد و عروس بیچاره را حسابی سردرگم میکند.

۲- حرف بی ربط زدن و نرفتن سر موضوع اصلی:

اصولا بهتر است در ابتدای صحبت و برای این که به اصطلاح یخ همه باز شود از صحبت های معمولی شروع کنیم،که رایج ترینش همان موضوع آب و هوای خودمان است.بعد از بیت دقیقه حرف های غیر رسمی،بهترین موقع است که یک نفر با صدای رسا بگوید:”خب!برویم سر اصل مطلب”.

۳- خود را نشان ندادن:

بهترین سیاست برای ساختن دیدگاه دیگران از خودتان این است که آنچه واقعا هستید را خودتان به آنها دیکته کنید.البته زیادی شرح و حال دادن از فضایل خود هم اصلا کار خوبی نیست و می تواند اوضاع را خراب کند.

۴- همان موقع جواب دادن و فرصت نگرفتن:

این یکی از فجیع ترین اشتباهات شب خواستگاری است.نمی خواهم آمار تکان دهنده کسانی که زود جواب داده و بعد به شدت پشیمان شده اند را به شما بگویم.

۵- لباس نامناسب پوشیدن:

مراسم خواستگاری یک مراسم جدی و کاملا رسمی است.شما با پوشیدن لباس مناسب جنبه رسمی خودتان را به نمایش می گذارید.

۶- دقت کافی نکردن:

ازدواج نیاز به یک پسند دوطرفه دارد و خواستگاری دقیقا زمانی است که باید سرتان را بالا بگیرید و باچشم باز و ذهن روشن به اطرافتان دقت کنید.

۷- خیره شدن و بد نگاه کردن:

خیره شدن و نگاه کردن بیش از حد خیلی بی ادبانه تر از آن است که فکرش را بکنید.حتی اگر خیره شدن به دکور منزل باشد،اگر قصد شروع زندگی مشترک را دارید باید نگاهتان را مدیریت کنید و از چشم هایتان درست استفاده کنید.

۸- سوال مسلسل وار پرسیدن:

بالاخره موقعی فرا می رسد که عروس خانم و آقا داماد باید با یکدیگر صحبت کنند.مسلما سوال پرسیدن اولین اتفاقی است که رخ می دهد.اما بعضی ها اشتباه بزرگی را مرتکب می شوند..آنها طوری پشت سر هم سوال می کنند که انگار مامور اف بی آی هستند.

۹- تشریفات بیش از حد:

اگر قرار باشد دو خانواده همدیگر را بپسندند بدون دسته گل دویست هزار تومانی و میوه های آمریکای جنوبی هم می پسندند و اگر هم قرار نباشد بپسندند با وجود اینها هم نمی پسندند.

۱۰- تا دیر وقت نشستن:

سر وقت رسیدن(قابل توجه آقا داماد) و به موقع آماده بودن(قابل توجه عروس خانم) خیلی اهمیت دارد.علاوه بر این بدانید که دیر کردن می تواند وجهه شما را پیش خانواده همسر آینده تان خراب می کند
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 18:43  توسط فرزانه جابری  | 

این پسران هرگز با شما ازدواج نمی کنند !

این پسران هرگز با شما ازدواج نمی کنند !
عده زیادی از دختران برای همرنگی با دوستان و فاصله گرفتن از سنت ها، به درخواست های دوستی پاسخ مثبت می دهند و امیدوارند که این دوستی به ازدواج ختم شود.

ازدواج های امروزی، فرد محور تر است. یعنی دختر و پسر پیش از آنکه پای خانواده ها به میان بیاید، تصمیم به شناخت همدیگر می گیرند و وقتی مطمئن شدند این آشنایی عاقبت خوبی در پی خواهد داشت، ماجرا را رسمی و علنی می کنند. این آشنایی برای عده ای جدی است و برای عده ای بیشتر فرم دوستی های گذرا را دارد که شاید به ازدواج ختم شود و شاید هم نه!

تفاوتی که بیشتر در دختران و پسران در اوایل جوانی به جشم می خورد در مورد هدف از رابطه دوستی با جنس مخالف است. دختران معمولا تصور می کنند که برای یافتن همسر مناسب باید در یک رابطه احساسی با پسران دخیل شوند. اما واقعیت این است که در اکثر مواقع پسرانی طالب ارتباط دراز مدت، پنهانی، و احساسی و عاطفی با دختران هستند که شرایط ازدواج را ندارند و مایلند این خلاء را با یک رابطه دوستانه با یک یا چند دختر پر کنند و برای این کار از دادن قول ازدواج ابایی ندارند.

عده زیادی از دختران برای همرنگی با دوستان و فاصله گرفتن از سنت ها، به درخواست های دوستی پاسخ مثبت می دهند و امیدوارند که این دوستی به ازدواج ختم شود. در این شرایط، طولانی شدن دوستی، عمق گرفتن آن و نزدیک شدن بسیار زیاد دختر و پسر به هم، برای دختران معنای قطعی شدن ازدواج را دارد. مثلا دختر خانمی فکر می کند حالا که 6 سال با یک نفر دوست بوده، امکان ندارد بتواند بدون او زندگی کند و بی شک طرف مقابل هم او را برای ازدواج در نظر دارد. این در حالی است که از نگاه پسرها ( اگر نگوییم همه، باید بگوییم اکثریت قریب به اتفاق آنها ) طولانی شدن یک رابطه دوستی که خانواده ها از آن اطلاع ندارند، به معنی گذرا بودن آن رابطه است و به محض فراهم شدن شرایط ازدواجشان، یا به محض آنکه با فردی موجه تر و مناسب تر از شما رو به رو شوند، رابطه دوستی شان را خاتمه می دهند.

راه چاره چیست؟

1 - بدون پنهان کاری و وعده و وعید باید موضوع را با خانواده ها در میان بگذارید.

2 - بهتر است علنی شدن رابطه در روزهای اول آشنایی باشد در غیر این صورت حداقل یک ماه بعد از آشنایی و کسب شناخت مقدماتی از همدیگر موضوع را به خانواده ها اطلاع داده و بقیه شناخت تان را به دوران نامزدی رسمی یا غیر رسمی واگذار کنید.

3 - اگر شرایط یکی از طرفین برای ازدواج یا رسمی شدن نامزدی آماده نیست، از همان ابتدا موعدی را برای علنی کردن رابطه مشخص کنید. مثلا دو ماه، سه ماه یا 6 ماه بعد. متناسب با این موعدی که در نظر گرفته اید، شدت و عمق رابطه یا میزان دیدارها و صحبت ها را تنظیم کنید تا رابطه تان همیشه تحت کنترلتان باشد و زیادی عمیق نشود.

به این مردان اعتماد نکنید

کسانی که از دوران آشنایی چنین رفتارهایی دارند، نه تنها قابل اعتماد نیستند، بلکه شما را برای ازدواج هم در نظر ندارند:

1 - به جای شناخت منطقی شما، سراغ جنبه های احساسی رابطه می رود.

2 - از آشنایی با خانواده شما طفره می رود.

3 - عفت را زیر پا می گذارد، درخواست های نامشروع دارد یا درباره مسائل جنسی، تحریک کننده و نا متعارف با شما صحبت می کند.

4 – مایل است آشنایی تان طولانی شود و برای آن زمان مشخصی را اعلام نمی کند.

5 – به شما می گوید که درگیر یک رابطه اجباری شده و خانواده اش دختر دیگری را برای او در نظر گرفته اند اما او مایل است از او فرار کند و شما را به همسری برگزیند.

6 - هر روز یک بهانه برای علنی کردن رابطه دارد و امروز و فردا می کند: درسم تمام شود، سربازی بروم، کار پیدا کنم، پس انداز داشته باشم، موافقت خانواده را جلب کنم و...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 18:40  توسط فرزانه جابری  | 

هر آنچه قبل از ازدواج باید بدانید

هر آنچه قبل از ازدواج باید بدانید
یکی از دلایل شکست در زندگی زناشویی این است که افراد پیش از ازدواج مکالمه طولانی و جدی با یکدیگر ندارند. در اینجا سوالاتی را مطرح کرده ایم که به شما در شناخت بهتر همسر آینده تان کمک می کند. حقیقتا این سوالات، کلیدهایی طلایی هستند و اگر شما و همسرتان این نکات را از یکدیگر بدانید امکان شکست در ازدواج تان کمتر خواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 18:35  توسط فرزانه جابری  | 

هفت اشتباهات دختران مجرد
ازدواج مثبت ترین اتفاق زندگی است که گاهی وقت ها به خاطر اشتباهات به ظاهر کوچک به تعویق می افتد و شانس ازدواج را کاهش می دهد. اگر فکر می کنید کم کم دارید به جمع دختران مجرد سخت گیر می پیوندید، این مطلب را بخوانید تا متوجه اشتباهات ناخواسته خود شوید.

اشتباه شماره 1: ملاک های خود را با شرایط دیگران تعیین می کنند
تعجب نکنید هنوز هم بسیارند دخترانی که ملاک ها و معیارهای خود را برای ازدواج از روی چشم و هم چشمی و برای تایید دیگران انتخاب می کنند . به عنوان مثال چنین می گویند: “وای ببین دختران فامیل با چه شرایطی و چه سطح سوادی چه ازدواج هایی کرده اند، آن وقت من با یک شخص کم سواد تر از خودم ازدواج کنم؟ این طوری همیشه احساس حقارت می کنم. مگه من چی کم دارم؟”‌

نه تنها دختران بلکه همه جوان ها باید بدانند که هر کس باید به فراخور حال خود معیارهایش را برگزیند. مقایسه خود با دیگران و تعیین ملاک ها باعث می شود تا شما را از واقع بینی دور کند و نتوانید در شرایط خود بهترین انتخاب را داشته باشید.

اشتباه شماره 2: تجارب خود از افراد را تعمیم می دهند
برخی از دختر ها سعی می کنند دور کلیه خصوصیات رفتاری یک فرد نابهنجار در زندگیشان خطی بکشند و در مواجهه با هر یک از این ویژگی ها در فرد دیگر، نگاهی غیر اصولی به او خود داشته باشند . به عنوان مثال اگر مردی بد اخلاق همراه با اعتقادات دینی را در زندگی اطرافیان خود مشاهده کرده اند و شاهد آسیب های وارده از او به همسرش بوده اند ،تلاش میکنند خواستگاری هر شخص با اعتقادات دینی را رد کنند و به او با نگرشی منفی بنگرند. در حالی که نابهنجاری اخلاقی فرد ربطی رفتارهای دینی او ندارد. اگر چه فرد دیندار باید در کلیه منش های خود اصول دینی را رعایت کند و اخلاق یکی از شاخه های اصلی دین است، اما نداشتن اخلاق مناسب در شخصی مذهبی نشان از زیر سئوال بردن اعتقادات دینی نیست.

بارها و بارها مشاهده کرده‌ایم که دختران جوان منتظرند مرد مناسب از آنها خواستگاری کند. اما زمانی که این اتفاق می‌افتد، آنها پا به فرار می‌گذارند و از او دور می‌شوند. به خودتان اجازه بدهید زمینه را برای آشنایی و شناخت برای ازدواج موفق فراهم کنید. این همان چیزی است که برای رهایی از تنهایی و ناراحتی به دنبال آن بودید

اشتباه شماره 3: مردان مناسب را نادیده می‌گیرند
وقتی یک دختر مجرد باور می‌‌کند که هیچ مرد مناسبی برای او وجود ندارد، همه چیز پیرامونش روی این موضوع صحه می‌گذارد. ما به همه کسانی که فکر می‌کنند همه مردان خوب ازدواج کرده‌اند پیشنهاد می‌کنم که این احساس را کنار بگذارند و به جای آن، به شادی، خوشبختی و تمایلشان توجه کنند. امید همیشه منشا تلاش و موفقیت است . پس بنا را بر این نگذارید که با ناامیدی آینده خود را بیهوده و یکنواخت تصور کنید.

اشتباه شماره 4: آنها پا به فرار می‌گذارند
بارها و بارها مشاهده کرده‌ایم که دختران جوان منتظرند مرد مناسب از آنها خواستگاری کند. اما زمانی که این اتفاق می‌افتد، آنها پا به فرار می‌گذارند و از او دور می‌شوند. به خودتان اجازه بدهید زمینه را برای آشنایی و شناخت برای ازدواج موفق فراهم کنید. این همان چیزی است که برای رهایی از تنهایی و ناراحتی به دنبال آن بودید.


اشتباه شماره5: اجازه می‌دهند که کار حسابی مشغولشان کند
دختران زیادی را می بینید که به شدت در کارشان غرق شده اند و موفقیت در کار را در اولویت همه مسایل دیگر زندگی می دانند. با وجود زیبایی، جذابیت و موفقیت‌های فراوان، همه درها برای برقراری ارتباط با آنها بسته است، چرا که تمام زندگی شان در کار خلاصه می شود. بعضی دختران فکر می‌کنند اگر مردی به آنها علاقه‌مند شده‌ اند، حتما مشکلی در آنها وجود دارد. این افکار باعث می‌شود که مردهای مناسب زیادی را از دست بدهند، قبل از اینکه حتی یک‌بار به آنها فرصت داده باشند تا به خواستگاری بیاید.


اشتباه شماره 6: تجربه را به بدبینی تبدیل می کنند
برخی دختران تجارب خود را از ازدواج و زندگی دیگران به نوعی بدبینی و احتیاط فوق العاده و غیر ضروری تبدیل می کنند و در انتخاب و ارزیابی طرف مقابل دچار سخت گیری و وسواس می شوند . درست است که کسب تجربه لازم و ضروری است اما قرار نیست به خاطر شنیدن وقایع آزارنده از اطراف دچار استرس در انتخاب باشیم. تیزبینی و زیرکی متعادل برای یک انتخاب مناسب کافی است. لازم نیست از ابتدا با منفی اندیشی مثل یک کارآگاه عمل کنیم.

اشتباه شماره 7: آنها باور کرده‌اند که زمان مناسب برای آنها تمام شده است
دختران زیادی هستندک به دلیل بالا رفتن سنشان باور دارند که زمان ازدواج و بچه‌دار شدن از آنها گذشته است . درست است که زمان ازدواج و بچه‌دار شدن، پیش‌بینی شده است، اما در قرن بیست و یکم زندگی ما کمتر قابل پیش‌بینی است، که البته این نکته مثبتی است.

دختران زیادی تا چهل- پنجاه سالگی ازدواج خود را به تاخیر می‌اندازند، اما واقعیت این است که ما هیچ‌وقت اسیر اعداد و ارقام نیستیم. ما هر لحظه در مناسب‌ترین زمان زندگی خود هستیم. بله، درست است که بیولوژی بدن همیشه ما را همراهی نمی‌کند، اما اگر شما واقعاً می‌خواهید صاحب خانواده شوید و بدن شما دیگر این اجازه را به شما نمی‌دهد که بچه‌های خودتان را داشته باشید، به این معنا نیست که این خواسته شما برآورده‌شدنی نیست. می‌توانید با پذیرفتن سرپرستی یک کودک، تشکیل خانواده‌ دهید

:
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 18:34  توسط فرزانه جابری  | 

دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت و هی این و آن سرسری آمد و رفت * ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد * یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است ؟ یکی گفت: چه دیوارهایش سیاه است ! یکی گفت: چرا نور اینجا کم است ؟ و آن دیگری گفت: و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است ...! * و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری... ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ *


 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1391ساعت 15:4  توسط فرزانه جابری  |